اخبار روزاسلایدرسبک زندگیمهارت زندگی

چگونه رنج را به «معنا» تبدیل کنیم؟

آیا روان‌درمانگر اگزیستانسیال، اِمی ون دورزن، می‌تواند شیوۀ فکرکردن شما را تغییر دهد؟

 

 

 

ارمون آنلاین: در دنیایی که روان‌درمانی اغلب به «برچسب‌زنی» بر احساسات و مدیریت بحران‌های لحظه‌ای محدود شده است، رویکرد اِمی ون دورزن، روان‌درمانگر اگزیستانسیال، دریچه‌ای متفاوت می‌گشاید. او معتقد است درمان، نه صرفاً «تیمارِ روانِ بیمار»، بلکه یک «نگاه فلسفی به بهتر زیستن» است. ون دورزن در طول پنج دهه فعالیت، جنبش جهانی درمان اگزیستانسیال را از حاشیه به متنِ گفت‌وگوهای علمی آورده است.

 

از ضدروان‌پزشکی تا تاسیس یک مسیر نوین

 

مسیر حرفه‌ای ون دورزن با حضور در انجمن آربورز لندن و تحت‌تأثیر ایده‌های آر.دی. لینگ آغاز شد؛ جایی که دیوانگی به عنوان «سازگاری عقلانی با جهانی دیوانه» نگریسته می‌شد. با این‌حال، تجربه کار با افراد بحران‌زده به او آموخت که جنبش ضدروان‌پزشکی، با وجود ایده‌های جذابش، عملاً افراد را پس از ترخیص به حال خود رها می‌کند. او دریافت که رهاکردن دارو کافی نیست؛ انسان‌ها برای بازسازی زندگی خود و فهمِ آنچه بر سرشان آمده، به راهنما نیاز دارند. همین ضرورت باعث شد تا او اولین مرکز روان‌درمانی اگزیستانسیال در بریتانیا را تأسیس کند.

 

گفت‌وگوی سقراطی با رنج‌های انسانی

 

رویکرد ون دورزن ترکیبی از فیلسوفان باستان (از آتن تا شرق دور) و روان‌کاوی مدرن است. او جلسات درمانی را نه به شکل قضاوتی، بلکه به مثابه یک «گفت‌وگوی سقراطی» پیش می‌برد؛ با پرسش‌های باز و به چالش کشیدن پیش‌فرض‌ها. او معتقد است «جایی که درد هست، میل به رهایی هم هست». بنابراین، به‌جای سرکوبِ دردِ ناشی از طردشدن یا فروپاشی، از مراجع می‌خواهد در عمق آن کاوش کند تا معنا، شجاعت و آزادی را از دلِ همین رنج‌ها استخراج کند. او برای بیان این ایده از شعر مولانا بهره می‌گیرد: «چون قفس بشکست، جان بگشاد پر / سوی دشت و سوی بستان و شجر»؛ به باور او، بسیاری از قفس‌هایی که ما را زندانی کرده‌اند، ساخته خودمان هستند.

 

بحران زبان و فراموشی روح

 

ون دورزن نسبت به زبانِ درمان‌محورِ امروز که به‌سرعت آدم‌ها را «سمی» یا «خودشیفته» می‌نامد، به‌شدت محتاط است. او معتقد است این برچسب‌ها نه تنها کمکی نمی‌کنند، بلکه فضایی آکنده از ترس نسبت به «انسان‌بودن» ایجاد کرده‌اند. از دیدگاه او، بحران سلامت روان در جوامع غربی (و به‌تبع آن جهان مدرن) ناشی از این است که جامعه دیگر «زبانی برای فهم رنج انسانی» ندارد. تمرکز افراطی بر اهداف مادی و علمی باعث شده است که «روح انسانی» به حاشیه برود و مرجعی برای فهمِ اینکه «چگونه باید انسان خوبی بود» وجود نداشته باشد.

 

او معتقد است با کنار گذاشتن ساختارهای سنتی و دینی، نوعی آگاهی نسبت به سلامت معنوی نیز از دست رفته است؛ همان آگاهی که به انسان کمک می‌کند زندگی معناداری بسازد. در حالی که امروز «خرد» در روان‌درمانی کلمه‌ای تقریباً ممنوعه است –چرا که بیم آن می‌رود برابری درمانگر و مراجع را زیر سوال ببرد– ون دورزن معتقد است که باید خرد را دوباره به جهان بازگرداند.

 

دعوت به یک جنبش ضدفرهنگی

 

ون دورزن در کتاب جدیدش «آغازِ زیستن»، مهارتی ویژه در ساده‌سازی ایده‌های فلسفی برای زندگی روزمره نشان می‌دهد. او از مفهوم «شجاعت اگزیستانسیال» می‌گوید؛ وضعیتی که آن را «سبک‌شدن دل» می‌نامد؛ حالتی که در آن می‌توان عدم‌قطعیت‌های زندگی را دید و با وجود دشواری‌ها، همچنان ایستادگی کرد.

 

به باور او، ما به جنبشی ضدفرهنگی نیاز داریم تا دوباره به تاب‌آوری خود ایمان بیاوریم. هدفِ جنبش اگزیستانسیال، بازگشت به شیوه‌ای متفکرانه برای زندگی است؛ فهمِ چگونگی حضور در جامعه و ساختن تمدنی که به‌جای نابودی خود، بتواند آینده‌اش را بسازد. در نهایت، ون دورزن به ما یادآوری می‌کند که انسان‌ها ذاتاً فیلسوف‌اند و گرایشی طبیعی به رهایی دارند؛ کافی است فرصتِ این پرسشگری عمیق را به آن‌ها بدهیم.

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع: ترجمان

 

 

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا