موراکامی: شخصیتهای رمانهایم از من فرمان نمیگیرند!

موراکامی: من کاتبی امانتدارم و از دستورات پيروی میکنم.
ارمون آنلاین: گاهی وقتی داستانهای نویسندگان بزرگ را میخوانیم، کنجکاو میشویم بدانیم شخصیتهایشان چگونه شکل گرفتهاند؛ آیا از آدمهای واقعی گرفته شدهاند یا زاییدهی ذهن نویسندهاند؟ هاروکی موراکامی در این متن توضیح میدهد که برای او، شخصیتها بیش از آنکه از روی افراد مشخص ساخته شوند، از دل خودِ داستان بیرون میآیند. او میگوید در بیشتر موارد، هنگام نوشتن از قبل تصمیم نمیگیرد چه نوع شخصیتی لازم دارد، بلکه روایت بهتدریج مسیر خود را پیدا میکند و شخصیتها نیز همراه آن پدیدار میشوند؛ گویی قطعات آهنیاند که بهسوی آهنربا کشیده میشوند.
کوتولههای خودکار؛ شهود در خدمت نوشتن
از نظر او این فرایند تا حد زیادی ناخودآگاه است و آن را با تعبیر «کوتولههای خودکار» توضیح میدهد؛ موجوداتی خیالی که در ذهنش دیکته میکنند و او فقط آنها را روی کاغذ میآورد. موراکامی تأکید میکند که شخصیتها معمولاً مستقیماً از افراد واقعی الهام نمیگیرند، هرچند گاهی ممکن است شباهتهایی با آدمهای واقعی پیدا کنند. او حتی میگوید اگر شخصیتی را از روی کسی بسازد، عمداً آنقدر آن را بازآرایی میکند که قابلشناسایی نباشد.
مشاهدهگری و پذیرش تضادها
در عین حال، موراکامی باور دارد که نویسنده باید از مشاهدهی مردم غافل نشود؛ باید طیف متنوعی از انسانها را ببیند، از کسانی که دوستشان دارد تا کسانی که خوشایندش نیستند. به نظر او، رمان وقتی عمیق میشود که فقط از آدمهای دوستداشتنی و قابلفهم ساخته نشده باشد، بلکه شخصیتهای متفاوت، متضاد و حتی آزاردهنده هم در آن حضور داشته باشند. همین تفاوتها و کشمکشها هستند که به داستان جان میدهند.
از جهان هماهنگ به دنیای واقعگرایانه
او در ادامه از تجربهی نویسندگی خودش میگوید و توضیح میدهد که در سالهای اولیه، بیشتر گرایش داشت دنیایی خصوصی و نسبتاً هماهنگ بسازد؛ جهانی که در آن «آدم بد» چندانی دیده نمیشد. اما با گذشت زمان و کسب تجربه، آگاهانه کوشید شخصیتهای منفیتر و ناسازگارتر وارد آثارش کند تا جهان رمانهایش گستردهتر و واقعیتر شود. موراکامی معتقد است که نویسنده با تجربههای شخصیاش نیز غنیتر میشود؛ حتی برخورد با فشارهای اجتماعی، سوءتفاهمها و انتقادها میتواند به شناخت عمیقتر انسانها کمک کند.
عبور از حصار «من»؛ قدرت روایت سومشخص
یکی از محورهای اصلی این متن، بحث زاویهی دید است. موراکامی شرح میدهد که سالها با روایت اولشخص، بهویژه با ضمیر «بوکو»، مینوشت و این فرم برایش طبیعی بود. اما بهتدریج احساس کرد روایت اولشخص محدودکننده شده است. در رمانهایی مانند کافکا در ساحل، او آرامآرام به سوی سومشخص حرکت کرد. به گفتهی خودش، سومشخص امکان بیشتری برای چندصدایی، تنوع شخصیتها و روایتهای موازی به او داد و باعث شد بتواند از محدودیتهای روایت «من» عبور کند.

جادوی نامها؛ از گمنامی تا هویت
موراکامی همچنین دربارهی نامگذاری شخصیتها صحبت میکند. او اعتراف میکند که در سالهای نخست از دادن نام واقعی به شخصیتها خجالت میکشید. اما از جنگل نروژی به بعد، فهمید که نامگذاری شخصیتها به رمان انسجام بیشتری میدهد. بهمرور، نامها برای او به عنصری مهم در آفرینش شخصیت بدل شدند؛ تا جایی که در آثاری مثل سوکورو تازاکی بیرنگ خودِ نامها بخشی از هویت و ساختار نمادین داستان شدند.
وقتی شخصیتها به نویسنده دستور میدهند
در بخش مهمی از متن، موراکامی توضیح میدهد که شخصیتهایش گاهی خودِ او را هم به جلو میرانند. او مثال میزند که در هنگام نوشتن سوکورو تازاکی بیرنگ، شخصیتی به نام سارا ناگهان مسیر داستان را تغییر داد. سارا به سوکورو میگوید باید به ناگویا برگردد و ریشهی قطع رابطه با دوستانش را پیدا کند. موراکامی میگوید این جمله در واقع خطاب به خودِ نویسنده بوده است؛ انگار یکی از جنبههای آگاهی او به خودش میگفته که باید داستان را عمیقتر کند.
زنان راهبر و لذتِ دگری شدن
او همین ایده را در ۱Q۸۴ هم ادامه میدهد و میگوید شخصیت «آئومامه» نوعی نیروی محرک برای او بوده است. نکتهی جالبی که او به آن اشاره میکند این است که شخصیتهای راهبر در آثارش اغلب زن هستند. از نگاه موراکامی، رماننویسی فرصت تبدیل شدن به هر کس دیگری است. او میگوید در داستان میتواند در قالب یک نوجوان پانزدهساله یا هر شخصیت دیگری زندگی کند و از خلال آن، وجوه مختلف خود را بشناسد. او این تجربه را یکی از شگفتانگیزترین لذتهای نویسندگی میداند.
استقلال شخصیت؛ رهایی از کنترل نویسنده
در نهایت، موراکامی بر این باور است که یک رمان موفق باید شخصیتهایی مستقل داشته باشد؛ شخصیتهایی که فقط ابزار پیشبرد طرح داستان نباشند، بلکه خودشان داستان را جلو ببرند. او میگوید وقتی چنین اتفاقی میافتد، نویسنده به جای کنترل همهچیز، کافی است آنچه را رخ میدهد روی کاغذ بیاورد. بهترین رمانها آنهایی هستند که در آنها شخصیتها از چنبرهی کنترل نویسنده رها میشوند.
منبع: ترجمان





