مروری بر کتاب «سوفیا پتروونا»

کتاب سوفیا پتروونا نوشتهی لیدیا چوکوفسکایا یکی از رمانهایی است که از حقایق باورنکردنی و تلخی پرده برمیدارد.
ارمون آنلاین: کتاب سوفیا پتروونا نوشتهی لیدیا چوکوفسکایا یکی از رمانهایی است که از حقایق باورنکردنی و تلخی پرده برمیدارد، که در دل حکومتهای دیکتاتوری اتفاق میافتد. نویسنده برای روایت داستان خود به سراغ برههی خاصی از تاریخ شوروی رفته است. روزهای جوانی چوکوفسکایا در دوران سیاه حکومت استالین سپری شده است. وی سعی کرده در رمانش از مشاهدات خود کمک بگیرد و بدون ترس، فضای مسموم جامعه در آن روزگار وحشتناک را به خوانندگان رمانش نشان دهد. در ادامه مروری داریم بر این کتاب خواندنی.
درباره لیدیا چوکوفسکایا نویسنده کتاب سوفیا پتروونا

لیدیا چوکوفسکایا در ۲۴ مارس ۱۹۰۷ در روسیه چشم به جهان گشود. پدر وی نویسنده و شاعر معروف ادبیات کودک روسیه، کورنی چوکوفسکایا، بود و همین مسئله سبب شد لیدیا از همان کودکی با ادبیات و دنیای خیال خیلیخوب آشنایی پیدا کرده و بتواند از حضور بسیاری از هنرمندان برجسته مانند الکساندر بلوک، آخماتووا و نیکولای گومیلیوف بهرهمند شود. قوانین سخت حکومت شوروی و نظارت شدید دستگاههای حاکمیت بر تمام ابعاد زندگی مردم، باعث شد تا لیدیا در اوایل جوانی مدت کوتاهی به شهر ساراتوف تبعید شود.
بعد از پایان تبعید، وی به لنینگراد برگشت و در سال ۱۹۲۷ شغل ویراستاری کتاب کودک را برگزید و کمی بعد با دیدن شرایط جامعه تصمیم گرفت عقاید عدالتخواهانهی خود را در قالب داستانهایی خواندنی در اختیار همهی مردم بگذارد. آثار او بهشدت مورد استقبال مخاطبان ادبیات روسی قرار گرفت. وی همواره در آثارش به مسائل تاریخی و سیاسی توجه ویژهای داشت و دغدغههای اجتماعی خود را مطرح مینمود.
لیدیا پیش از شروع جنگ در کشورش، لنینگراد را ترک کرد و از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۴ از شهر خود دور بود. وی بعد از جنگ دوباره به لنینگراد بازگشت و کار خود را از سر گرفت. مجلات آخماتووا، به یاد دوران کودکی، سوفیا پتروونا و… تنها بخشی از آثار جذاب لیدیا چوکوفسکایا هستند. این نویسندهی خوشذوق در سال ۱۹۹۰ موفق شد جایزهی آندره ساخاروف را برای شجاعتهای مدنیاش در طول زندگی دریافت نماید. درنهایت این بانوی توانمند در ۷ فوریهی سال ۱۹۹۷ چشم از جهان فروبست.
تاریخچه انتشار کتاب سوفیا پتروونا

لیدیا چوکوفسکایا کتاب سوفیا پتروونا را در سال ۱۹۳۹ و ۱۹۴۰ نوشت. او اوج خفقان سیاسی شوروی در دههی سی را دیده بود و با استفاده از مشاهدات و تجربیات زیستهی خود و دوستانش، داستان این کتاب را به دور از چشم مأموران حکومتی خلق کرد. هنگامی که لیدیا برای فرار از آتش جنگ جهانی دوم لنینگراد را ترک کرد، یادداشتهای خود را به یکی از دوستانش سپرد؛ اما هیچگاه فکر نمیکرد روزی دوباره بتواند به آنها دسترسی پیدا کند. بعد از جنگ دفترچه بهشکلی معجزهآسا به دست چوکوفسکایا رسید.
او همواره آرزو داشت کتابش را در روسیه چاپ کند و این اثر را در اختیار مردم کشور خود قرار دهد و از ظلم حکومت پرده بردارد. سالها بعد این امکان فراهم شد و وی با یک دفتر نشر معتبر در روسیه قرارداد بست. لیدیا در یک قدمی رسیدن به رویاهایش بود که ناگهان اتفاق عجیبی افتاد. از طرف حکومت وقت با انتشار این رمان مخالفت شده بود و انتشارات اجازهی چاپ و پخش اثر را نداشت.
لیدیا چوکوفسکایا برای چاپ کتاب خود از هیچ تلاشی فروگذار نکرد؛ اما موفق نشد کاری از پیش ببرد. درنهایت کتاب سوفیا پتروونا برای اولین بار در پاریس با نام خانهی متروک به چاپ رسید. کمی بعد این اثر با نام اصلی خود در نیویورک منتشر شد و توانست نظر خوانندگان را به خود جلب کند. لیدیا چوکوفسکایا با نوشتن این رمان در جهان شناخته شد. او همواره تلاش میکرد این اثر را در کشور خودش به چاپ برساند. در سال ۱۹۸۸ سوفیا بالاخره به آرزوی خود دست یافت و موفق شد کتابش را در روسیه منتشر کند.
کتاب سوفیا پتروونا در ایران
سوفیا پتروونا در ایران هم ترجمه شده است. این اثر در سال ۱۳۹۵ به همت نشر ماهی با ترجمهی خوب خشایار دیهیمی منتشر شد.
داستان کتاب سوفیا پتروونا
لیدیا چوکوفسکایا در این رمان به سراغ داستان زندگی زنی به نام سوفیا پتروونا میرود. شوهر سوفیا سالها قبل فوت کرده و همسر و پسر کوچکش را تنها گذاشته است. این زن به حزب کمونیستی شوروی بهشدت پایبند است و تلاش میکند همواره در خدمت اهداف حکومت وقت گام بردارد. او برای گذراندن زندگی خود و پسرش، کولیا، به سراغ یاد گرفتن ماشیننویسی میرود و بعد در یک انتشاراتی مشغول به کار میشود. وی مسئول گروه ماشیننویسان بوده و در کار خود از مهارت کافی برخوردار است.
سبک و ویژگیهای کتاب سوفیا پتروونا
کتاب سوفیا پتروونا داستانی پرکشش و خواندنی دارد و دیهیمی ترجمهای روان و گویا از آن ارائه داده است که لذت خواندن اثر را دوچندان میکند. رمان شامل ۱۸ بخش اصلی میشود و در انتهای آن پیگفتار جامع و کاملی قرار دارد که مخاطب را با روند چاپ این اثر پرحاشیه بیشتر آشنا میکند. سوم شخص این رمان را روایت میکند. استفاده از این زاویهیدید باعث شده مخاطب نگرشی همهجانبه نسبت به حوادث مختلف داستانی داشته باشد.
چوکوفسکایا در کتاب خود به نقد سیستمهای مختلف دیکتاتوری میپردازد و ظلم و ستم آنان را به همه نشان میدهد. وی جامعهای پر از ریا، دروغ و فریب میآفریند و چهرهی حکومتی سرکوبگر و وحشی را برای خوانندگان خود ترسیم مینماید. وی به توصیف دقیق خفقان سیاسی در آن دوران میپردازد و با ارائهی جزئیات باعث میشود خوانندگان بتوانند خودشان را در آن زمان تصور کنند. چوکوفسکایا سعی دارد با نثری ساده، تاثیر سیاستهای کثیف حکومتها بر تمام ابعاد زندگی مردم جامعه را به تصویر بکشد.
منبع: آوانگارد
