مازندران؛ گنجینهای برای طراحی لباس

جادوی «نقشمایههای کهن» بر تنِ دنیای مدرن؛ سهم مازندران کجاست؟
ارمون آنلاین: لباس در هر جامعهای، فراتر از پوشش، شناسنامهای از اقلیم، باورها و سبک زندگی است. اما در دهههای اخیر، طراحی لباس از یک ضرورت زیستی به هنر-صنعتی استراتژیک تبدیل شده که هوشمندانه از «مفاهیم بومی» برای خلق ارزش افزوده استفاده میکند. اما در چنین عرصهای گنجینه بینظیر نقشمایههای دستبافتههای سنتی مازندران همچنان در انتظار ورود به چرخه طراحی مدرن و کاربردی لباس است.
لباسها در همه جوامع بخش مهمی از فرهنگ به شمار میآیند. اینکه چه قومی از چه پوششی با چه طراحی و ظاهر و جنسی استفاده میکرد، مفاهیمی را در خود داشت. بسته به اقلیم، شغل، سبک زندگی، باورهای قومی و مذهبی و برخی معیارهای دیگر، طرح و ظاهر پوشاک در هر جامعهای ساختاری مستقل دارد.
اما حالا دهههاست که شرایط تا حد زیادی فرق کرده است. طراحی لباس به یک هنر-صنعت پردرآمد و معتبر در جهان تبدیل شده است. هر سال موضوع مد و لباس در جهان مورد توجه میلیاردها نفر قرار میگیرد و نکته قابل توجه اینکه در بسیاری از نقاط، بهرهگیری از مفاهیم فرهنگی و بومی و اقلیمی در این حوزه به طور برجستهای مورد توجه قرار دارد.
در جشنوارههای مد و لباس نقاط مختلف جهان هر سال میتوان طرحهایی را مشاهده کرد که ریشه در فرهنگ بومی مردمی از مناطق مختلف جهان دارد. بهرهگیری از طرح و نقشها و حتی ساختار لباسهای بومی و سنتی در طراحیهای جدید موضوع پرکاربردی است که نه فقط در طراحی لباسهای جشنوارهای یا لباس چهرههای مشهور دنیای هنر دیده میشود، بلکه حالا در حوزه طراحی لباس تیمهای ورزشی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
فرهنگ بومی روی لباس تیمهای ملی در جام جهانی ۲۰۲۶
نگاهی به لباس برخی تیمهای ملی حاضر در جام جهانی ۲۰۲۶ هم این موضوع را تایید میکند. برای نمونه، در طراحی یکی از لباسهای تیم ملی مراکش، از طرح کاشیکاری، فرش و پارچههای سنتی این کشور الهاک گرفته شد. در لباس تیم ملی مکزیک نقشمایههایی از معماری و تاریخ و فرهنگ این کشور قرار داشت.
لباس دوم تیم ملی غنا با طرحی از بازار قدیمی مکولا در پایتخت این کشور طراحی شده است. در لباس تیم ملی کلمبیا طرحی از پروانه که اشارهای به یکی از نمادهای آثار گابریل گارسیا مارکز نویسنده نامدار این کشور است. در لباس دومشان نیز از تنوع طبیعی این کشور الهام گرفته شده است.
پرتغالیها در لباسشان با طرح و نمادهایی به پیشینهای که در دریانوردی داشتند اشاره کردهاند. اتریشیها در لباس دومشان نمادهایی از معماری خانههای ییلاقیشان را به کار گرفتند. برای طراحی لباس تیم ملی الجزایر عناصر شاخص جغرافیایی این کشور یعنی تپههای شنی و صخرههای بزرگ افریقا اثرگذار بودند.

برای طراحی لباس دوم تیم ملی آرژانتین از یک سبک هنری سنتی به نام «فیلتئادو پورتنیو» الهام گرفته شد که سبکی تزیینی در بوینسآیرس است و سال ۲۰۱۵ نیز در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. در لباس دوم تیم ملی سنگال، طرحهایی الهام گرفته از قبایل این کشور به کار گرفته شد.
عربستان در طراحی لباس اصلیاش برای جام جهانی ۲۰۲۶ سراغ طرحی بافتمانند با نقشونگارهای ظریف و جزئیات بنفش رفته که از لباسهای سنتی این کشور برآمده است. تیم ملی نیوزلند با لباسهایی راهی جام جهانی شد که در طراحی هر ۲ لباس به «باد» به عنوان یکی از نمادهای اقلیمی این کشور که نقش پررنگی در فرهنگ بومی آن نیز دارد اشاره شده است.
مصریها برای جام جهانی اخیر، اهرام ثلاثه را وارد طراحی لباس تیم ملیشان کرده بودند. بلژیک هم برای طراحی هر ۲ لباس تیم ملی با عناصری فرهنگی دست به کار شد؛ لباس اول بر اساس یک طرح سنتی و لباس دوم نیز بر پایه آثار «رنه ماگریت» نقاش برجسته بلژیکی و یکی از شاخصترین نقاشان ژانر سوررئالیسم دنیای هنر طراحی شد.
ظرفیت مغفول مازندران
خارج از دنیای فوتبال نیز، بهرهگیری از نمادهای فرهنگی و سنتی در لباسها مرسوم است. موضوعی که در طراحی لباس برخی ایرلاینها به ویژه در مسیر مقصدهای گردشگرپذیر، هتلها، مجموعههای پذیرایی و حتی لباس شخصیتها و چهرههای مشهور نیز دیده میشود. همه این موارد نشان میدهند که توجه به بهرهگیری از نمادهای بومی در طراحی لباسهای امروزی اهمیت زیادی دارد.
تنوع طرح لباسهای بومی در ایران به دلیل تعدد اقوام و فرهنگ بومی غنی چنین ظرفیتی را برای صنعت طراحی لباس کشورمان به طور برجستهای ایجاد کرده است. اما چقدر از این ظرفیت بهره گرفته میشود؟ برای نمونه میتوان پرسید که در مازندران با وجود انبوهی از نمادهای بومی و سنتی و فرهنگی و طرحها و نقشهای زیبا و شاخص دستبافتههای این استان، آیا گامی برای بهرهگیری از این ظرفیت برداشته شده است؟

پاسخ تقریبا به طور کامل منفی است. به جز برخی کارهای نمایشگاهی که توسط برخی هنرمندان و از سر علاقه و ذوق انجام میشود، از این ظرفیت به طور گسترده استفاده نشده است. این در حالی است که مازندران هم در حوزه طراحی لباس و هم به لحاظ برخورداری از طرحهای بومی سنتی و نقشمایههای برگرفته از فرهنگ و طبیعت از ظرفیت بالایی برخوردار است.
چه باید کرد؟
«عباس مهدوی» پژوهشگر و ایدهپرداز صنعت گردشگری بر این باور است که بهرهگیری از ظرفیتهای بومی و محلی و فرهنگی در طراحی لباس مجموعههای مختلف میتواند به ایجا د یک جریان فرهنگی برای بیشتر و بهتر دیده شدن این ظرفیتها در صنعت مد و لباس کمک زیادی کند و در عین حال وجه تمایز یک مجموعه با سایر مجموعههای رقیب به شمار بیاید.
وی با اشاره به ظرفیتهای فرهنگی و طرحهای سنتی مازندران برای بهرهگیری در طراحی لباس، اظهار کرد: هرچند که این موضوع در طراحی لباسهای عموم جامعه هنوز جا نیفتاده است، اما مجموعههای مختلف مانند ایرلاینها، هتلها، شرکتها و حتی مدارس غیردولتی میتوانند با بهرهگیری از نگاه نوآورانه و هنرمندانه طراحان مد و لباس، برای کارکنان خود لباسهایی را طراحی کنند که علاوه بر سازمانی بودن، با سیمایی متفاوت و زیبا، القا کننده فرهنگ بومی نیز باشند.
مهدوی افزود: توجه به این موضوع در مجموعههای مختلف میتواند به مرور منجر به ایجاد یک جریان آرام فرهنگی و اجتماعی شود. در واقع جامعه پس از مشاهده به سمت انتخاب حرکت میکند و جریان ایجاد شده نیز به مرور وارد فرآیند بهتر شدن خواهد شد.
عبور از کلیشهها؛ بازطراحی به جای بازتولید
منظور از بهرهگیری نمادهای بومی، صرفا عناصر طبیعی و بناهای بومی و تاریخی نیست. کما اینکه در سالهای اخیر، طراحی لباس ایرانی بیش از گذشته به طبیعت نزدیک شده است. رنگهای الهامگرفته از جنگل، دریا، کوه و دشت، آرامآرام جای خود را در پوشاک باز کردهاند و این اتفاق، نویدبخش شکلگیری نگاهی تازه به طراحی لباس است. اما در میان این مسیر، هنوز یک گنجینه ارزشمند کمتر دیده شده است؛ گنجینهای به نام نقشها و رنگهای دستبافتههای سنتی ایران. فیلم کوتاه زیر با بهرهگیری از هوش مصنوعی و ارائه نقشهایی از دستبافتههای مازندران به ویژه جاجیم آلاشت، دستبافتههای مناطق مختلف کشور، بهویژه مازندران، فقط چند نقش و رنگ نیستند؛ روایتگر شیوه زندگی، اقلیم، طبیعت، باورها و حافظه تاریخی یک سرزمین به شمار میآیند. هر نقش، داستانی از طبیعت و هر رنگ، بازتابی از زیست مردمانی است که قرنها با محیط پیرامون خود زندگی کردهاند. با این حال، سهم این میراث ارزشمند در طراحی لباس معاصر، هنوز بسیار کمتر از ظرفیت واقعی آن است.
«محسن اکبرپور کیاسری» کارشناس ارشد مدیریت گردشگری و جهانگردی معتقد است که اگر این نقشمایههای موجود در دستبافتههای بومی مازندران با نگاه امروز بازآفرینی شوند، میتوان مجموعههایی خلق کرد که هم اصالت ایرانی داشته باشند و هم پاسخگوی سلیقههای متنوع نسل جدید باشند.
وی اظهار کرد: تصور کنید شالیزارهای برنج، زن مازندرانی، جنگلهای هیرکانی و شکوه دماوند، نه در قالب یک تصویر کلیشهای، بلکه در قالب زبان طراحی، روی یک لباس مدرن جان بگیرند. چنین آثاری میتوانند بیآنکه شعار بدهند، بخشی از فرهنگ ایرانی را روایت کنند.
این کارشناس و پژوهشگر حوزه رسانه و گردشگری تصریح کرد: البته این ایده تازهای نیست و در سالهای گذشته نمونههایی از آن اجرا شد. اما هنوز به یک جریان فراگیر که بتواند میان طراحان لباس، هنرمندان صنایعدستی، بافندگان سنتی و پژوهشگران فرهنگ پیوندی پایدار ایجاد کند تبدیل نشده است.
نقشه راه احیای هوشمندانه منسوجات سنتی مازندران
رسیدن به نقطهای که اکبرپور و مهدوی به آن اشاره کردهاند، به ایدهپردازی و نگاه هنرمندانه و حرفهای در طراحی لباس نیاز دارد. نگاهی که برای تحقق آن باید از حضور طراحان مد و لباس بهره گرفت.
«الهام افشانزاده» هنرمند نساجی و طراح فعال حوزه اسلوکرفت (صنایع دستی آهسته و آگاهانه) بر این باور است که برای بهرهگیری از این ظرفیت باید به سمت «بازطراحی معاصر» (Redesign) حرکت کرد.
او با تاکید بر اینکه نقوش سنتی نباید صرفاً بازتولید شوند، تصریح کرد: نقوش و طرحهای سنتی در فرآیند «بازطراحی معاصر» باید با حفظ هندسه، ریتم و هویت بصری خود، به زبانی متناسب با نیازها و سلیقه امروز ترجمه شوند.
این طراح صنعت نساجی «سادگی و کارکرد» و «اصالت در اجرا» را نیز ۲ عنصر مهم دیگر در رسیدن به نقطه مطلوب در بهرهگیری از طرحها و نقشهای سنتی و بومی برای طراحی لباس دانست و گفت: مخاطب معاصر به دنبال زیبایی همراه با کاربرد است. بنابراین منسوجات سنتی باید بتوانند در پوشاک، اکسسوری و دکوراسیون داخلی حضوری طبیعی و روزآمد داشته باشند. استفاده از تکنیکهای اصیل بافندگی مانند پودگذاری مضاعف نیز در اصالت اجرا از اهمیت زیادی برخوردار است.
افشانزاده تصریح کرد: احیای منسوجات سنتی مازندران فقط به معنای حفظ یک میراث فرهنگی نیست؛ بلکه تلاشی است برای بازگرداندن آن به متن زندگی امروز. هدف، تبدیل این هنر از یک شئ موزهای به محصولی زنده، کاربردی و ارزشمند در بازارهای معاصر است.
برای تحقق آنچه که در نگاه کارشناسان این حوزه وجود دارد، نقش نهادهای فرهنگی پررنگ است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی میتوانند با تشکیل کارگروههای تخصصی و دعوت از هنرمندان، طراحان، دانشگاهیان و فعالان این حوزه، زمینه شکلگیری یک حرکت ملی را فراهم کنند. چرا که بسیاری از ایدههای بزرگ، پیش از آنکه به محصول تبدیل شوند، در همین نشستهای تخصصی متولد شدهاند. البته در این مسیر پای کار آوردن و متقاعدسازی فعالان بخش خصوصی مانند هتلداران نیز از اهمیت زیادی برخوردار است.
لباس، عروسک، هنرهای تجسمی و صنایعدستی، فقط کالاهای فرهنگی نیستند؛ آنها زبان بیواسطه انتقال هویت به نسلهای آینده و ابزار معرفی فرهنگ ایران به جهان هستند. اگر امروز برای پیوند میان میراث فرهنگی و طراحی معاصر برنامهریزی کنیم، فردا نهتنها شاهد رونق اقتصاد فرهنگ خواهیم بود، بلکه تصویری اصیلتر و ماندگارتر از ایران در ذهن مخاطبان داخلی و جهانی شکل خواهد گرفت.
شاید اکنون بهترین زمان برای اندیشیدن به چنین ایدههایی باشد؛ زیرا آینده فرهنگی هر جامعه، پیش از آنکه در بازار و ویترین شکل بگیرد، در اتاقهای فکر، میان هنرمندان و در گفتوگوهای تخصصی متولد میشود.


